غم تنهایی یک نوجوان |
وقتی تو رفتی وقتی تو رفتی من ماندم و غم جان و جهانم پُر گشت ز ماتم وقتی تو رفتی روی لبانم لبخند خشکید در باغ قلبم گلهای امید زرد گشت، پوسید وقتی و رفتی دنیای پُر جوش تار گشت و خاموش گشتم حیران چون شمع گریان چون شعله لرزان وقتی تو رفتی روح در تن افسرد جان در بدن مُرد آن دل که پُر از آرزو بود آرام ، آرام در سینه پژمرد
+نوشته شده درچهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 17:47 توسط ارکان | | صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين آبان 1387 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 آرشيو موضوعي تنهایی پيوندها |