تبليغاتX
:: غم تنهایی یک نوجوان ::

غم تنهایی یک نوجوان



 

 

 

 

قدري بمان كه بي تو چه دلگير ميشوم

دارم ميان حادثه ها پير مي شوم

 

در بي حضور چشم تو اي طعم عاشقي

از لحظه هاي زندگيم سير ميشوم

 

انگشت اتهام به سويم نشانه رفت

تنها به جرم عشق تو تحقير ميشوم

 

سرداب هاي وحشت و سلول هاي درد

بي تو اسير پنجه زنجير مي شوم

 

چون عكس يادگاري ياران زمان عمر

در زير پاي كوچه زمينگير ميشوم

 

گنجشك مينياتوري رنگيم ولي

گلخانه كوب خانه تقدير ميشوم

 

چون نور در ميانه منشور زندگي

در هفت رنگ دلهره تكثير ميشوم

 

ساحل سكوت بندر و من هم به چشم شهر

ولگرد مرد هر شبه تفسير مي شوم

 

حالا براي دفعه اخر مرا ببوس

دارم ميان حادثه ها پير ميشوم

+نوشته شده دریکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 21:23 توسط ارکان |

چرا وقتی آدم تنها میشه

غم و غصه اش قد یه دنیا میشه

میره یه گوشهء پنهون می شینه

اونجا رو مثل یه زندون می بینه

غم تنهایی اسیرت میکنه

تا بخواهی بجمبی پیرت میکنه

وقتی تنها میشم اشک تو چشم هام پر میزنه

غم میاد یواش یواش خونه ء دل در میزنه

یاد اون شبها میافتم زیر مهتاب بهار

توی جنگل ، لب چشمه می نشستیم من و یار

غم تنهایی اسیرت میکنه

تا بخواهی بجمبی پیرت میکنه

میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه

دل این آدما زشته دیگه زیبا نمیشه

حالا باد داره زاغ ابر ها رو چوب میزنه

اشک ابرها زیاد ولی دریا نمیشه

غم تنهایی اسیرت میکنه

تا بخواهی بجمبی پیرت میکنه

 

 

+نوشته شده دریکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 13:19 توسط ارکان |

+نوشته شده دریکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 13:15 توسط ارکان |

چرا دل آدما می شکنه؟؟؟

كسی كه ميشكونه و ميره .

 

كسی رو كه ميای دوست داشته باشی

 

و از تجربه قبلی استفاده كنی دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره .

 

بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست

 

و از اين به بعد ميشی اون آدمی كه هيچ وقت نبودی .

 

ديگه دوست دارم واست رنگي نداره ..

 

و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه

 

تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري

 

و اون ميره با يكي ديگه ......

 

اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

 

 

 

+نوشته شده دریکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:7 توسط ارکان |